ترجمه "kun" به فارسی
وقتی, کی, به محض بهترین ترجمه های "kun" به فارسی هستند.
kun
conjunction
-
وقتی
adverbÄlä keskeytä minua kun puhun.
وقتی صحبت می کنم، حرفم را قطع نکنید.
-
کی
conjunctionAnna kun tutkin sinut.
کی لِب ، باید اجازه بدی یه نگاهی بهت بندازم
-
به محض
Näin Flintin ja toiset heti kun menimme metsään.
به محض اینکه وارد جنگل شدیم ، فلینت و بقیه رو دیدیم.
-
همین که
Näen toisen agentin joka kerta, kun otan parranajan.
همین که هر دفعه میخوام اصلاح کنم اون یکی رو میبینم کافی نبود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kun " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kun" با ترجمه به فارسی
-
افتخاري
-
وقت گل نی
-
افتخار · بزرگی · عالیجناب · نام
-
ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه
-
به هنگام · در زمان · زمانی که · هنگامی که · وقتی · وقتی که · چون
-
دسته · سپاه · لشکر · گروه
-
سلسله · شهر · شهردار · شهرداری · شهرک · میدان
-
زيرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن