ترجمه "kunta" به فارسی
شهرک, شهر, شهرداری بهترین ترجمه های "kunta" به فارسی هستند.
kunta
noun
دستور زبان
-
شهرک
nounRay ja hänen poikansa työskentelivät arkisin eräällä maatilalla kaupungin ulkopuolella, kun taas Esther ja tytöt pitivät majataloa.
ری و پسرش طی هفته خارج از شهرک به نگهداری از گوسفندان و زراعت گندم مشغول بودند. اِستر و دخترانش پانسیونشان را اداره میکردند.
-
شهر
nounTykistö tuhosi kaupungin, kun olimme menneet sen läpi.
و براي چي ؟ توپخونه لعنتي اون شهر رو بعد از اينکه ما ازش رد شديم زد.
-
شهرداری
paikallistasolla toimiva julkishallinnon yksikkö, jolla on oma rajattu alueensa ja väestönsä
Anna kaikki ne hiton asiakirjat kunnalta - vakuutusyhtiöltä, maakäräjiltä ja kirkolta.
همه ی تک تک برگ های خودت و شهرداری رو بده بهم.
-
ترجمه های کمتر
- سلسله
- شهردار
- میدان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kunta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kunta" با ترجمه به فارسی
-
افتخاري
-
وقت گل نی
-
به محض · همین که · وقتی · کی
-
افتخار · بزرگی · عالیجناب · نام
-
ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه
-
به هنگام · در زمان · زمانی که · هنگامی که · وقتی · وقتی که · چون
-
دسته · سپاه · لشکر · گروه
-
زيرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن