ترجمه "kunto" به فارسی

تعمیر, صحت, علف بهترین ترجمه های "kunto" به فارسی هستند.

kunto noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعمیر

    noun

    Enemmän syytä saada tämä laite kuntoon huomiseksi, jotta saamme sillan valmiiksi.

    بازم دلیل بیشتر برای تعمیر کردن این ماشین تا فردا تا بتونیم پل رو تموم کنیم.

  • صحت

  • علف

    noun
  • مرمت

    noun

    Maapallon ryöstäminen huutaa sitä, että sen ryöstäjät joutuvat tilille ja että sen jälkeen Jumala panee planeettamme uudelleen kuntoon.

    ویران شدن زمین، ایجاب میکند که از ویرانگر حسابرسی به عمل آمده و سپس خدا این سیاره را مرمت و نوسازی نماید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kunto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kunto" با ترجمه به فارسی

  • احتیاج به تعمیر · نیازمند تعمیر
  • حاضر کردن · دردسترس قرار دادن · سروسامان دادن به · مهیا کردن
اضافه کردن

ترجمه های "kunto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه