ترجمه "kunnia" به فارسی
نام, افتخار, بزرگی بهترین ترجمه های "kunnia" به فارسی هستند.
kunnia
noun
دستور زبان
-
نام
nounJa siunattu olkoon hänen loistoisa nimensä ajan hämärään asti, ja hänen kunniansa täyttäköön koko maan.
و متبارک باد نام مجید او تا ابدالآباد. و تمامیِ زمین از جلال او پر بشود.
-
افتخار
nounOlin ylpeä, kun paransit tapasi ja pääsit postitusosastolle töihin.
وقتی درست شدی و یه کار توی اتاق پستی گرفتی ، خیلی افتخار می کردم.
-
بزرگی
nounNykyään tunnen hämmästystä ja suurta iloa, kun voimme liittää yhteen esivanhempiamme ja jälkeläisiämme.
امروز من در شگفتم و شادی بزرگی را در ارتباط دادن اجداد و نوادگان مان احساس می کنم.
-
عالیجناب
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kunnia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kunnia
-
شرف
Kunnia on jotain, minkä kanssa kaikki miehet syntyvät.
شرف چیزیه که هر انسانی باهاش بدنیا میاد
عباراتی شبیه به "kunnia" با ترجمه به فارسی
-
افتخاري
-
وقت گل نی
-
به محض · همین که · وقتی · کی
-
ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه
-
به هنگام · در زمان · زمانی که · هنگامی که · وقتی · وقتی که · چون
-
دسته · سپاه · لشکر · گروه
-
سلسله · شهر · شهردار · شهرداری · شهرک · میدان
-
زيرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن