ترجمه "kuulustelija" به فارسی

آزمونگر, امتحان کننده, بازپرس بهترین ترجمه های "kuulustelija" به فارسی هستند.

kuulustelija noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمونگر

    noun
  • امتحان کننده

    noun
  • بازپرس

    noun

    Kokoluokka on sopiva, mutta et saa enää hakata kuulustelijoita.

    قيمت درسته ولي تو ديگه نميتوني بازپرس ديگه اي رو کتک بزني

  • ترجمه های کمتر

    • مفتش عقاید
    • ممتحن
    • پرسش کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kuulustelija " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kuulustelija" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه