ترجمه "pallit" به فارسی

خايه, بیضه, تخم بهترین ترجمه های "pallit" به فارسی هستند.

pallit noun
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خايه

    noun

    En muista, että olisin leikannut irti myös pallisi.

    يادم نمياد خايه ت رو هم بريده باشم.

  • بیضه

    noun p

    Ovi auki tai palleistasi tulee ritsan panoksia.

    درو باز کنید ، وگرنه بیضه هاتون رو با تیر کمون میزنم

  • تخم

    noun p

    Olen ajellut noin kolmasosan palleistani.

    من تقريباً يک سوم تخم هامو با تيغ زدم ديگه!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pallit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pallit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pallit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه