ترجمه "tikku" به فارسی

برآمدگی کوچک, توفال, چوب بهترین ترجمه های "tikku" به فارسی هستند.

tikku noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • برآمدگی کوچک

    noun
  • توفال

    noun
  • چوب

    noun

    Niin kauan kuin saan pissata tikkuun ja syödä kuivalihaa, olen mukana.

    خيلي از وقتي که روي چوب دستي دستشويي ميکردم و آلوچه ي لذيذم رو ميخوردم ميگزره.

  • چوبک

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tikku " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tikku" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه