ترجمه "balle" به فارسی

گلوله, توپ, پوشال بهترین ترجمه های "balle" به فارسی هستند.

balle noun feminine دستور زبان

Objet sphérique (1) [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • گلوله

    noun

    Je veux que tu fasses dévier ta balle.

    نه ، مي خوام که به گلوله انحنا بدي.

  • توپ

    noun feminine

    objet de forme sphérique ou ovale [..]

    La balle l'atteignit au côté gauche de la tête.

    توپ به طرف چپ سر او برخورد کرد.

  • پوشال

  • ترجمه های کمتر

    • بازی بیس بال
    • بخاری
    • رویش شاخه
    • سبوس
    • مهمات
    • کره
    • گلوله تفنگ
    • گوی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " balle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "balle"

عباراتی شبیه به "balle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "balle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه