ترجمه "braise" به فارسی
خاكه زغال نيمسوز, شعله, اخگر بهترین ترجمه های "braise" به فارسی هستند.
braise
noun
feminine
دستور زبان
Charbon de bois incandescent (1)
-
خاكه زغال نيمسوز
noun -
شعله
nounSes yeux flamboyaient, telles des braises.
چشمانش مثل شعله هاي قرمز مايل به زرد شده بود
-
اخگر
noun femininecharbons ardents issus de la combustion de bois, de charbon, etc.
-
ترجمه های کمتر
- خاکستر گرم
- زغال
- زغال سنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " braise " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "braise" با ترجمه به فارسی
-
تفتآبپزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن