ترجمه "brancard" به فارسی
برانکارد, دسته بهترین ترجمه های "brancard" به فارسی هستند.
brancard
noun
masculine
دستور زبان
-
برانکارد
noun masculineJe me souviens d'être sorti de l'hôpital de la base sur un brancard et tout mon peloton attendait de savoir comment j'allais.
تصویر زمانی که روی برانکارد از بیمارستان مرکزی خارج شدم تو ذهنمه و تمام جوخه برای عیادت من منتظر بودن
-
دسته
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brancard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "brancard"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن