ترجمه "conduite" به فارسی
خط لوله, اخلاق, اعمال بهترین ترجمه های "conduite" به فارسی هستند.
conduite
noun
feminine
دستور زبان
Portion d'une cheminée qui s'élève au dessus d'un toit. [..]
-
خط لوله
noun feminine -
اخلاق
noun feminineQuel effet cela aura-t-il sur notre conduite et sur les qualités que nous manifesterons ?
پیش گرفتن چنین طریقی در زندگی چه تأثیری در اخلاق و رفتارمان دارد و چه خصوصیاتی را در ما برجسته میسازد؟
-
اعمال
noun feminineQu’il montre, par sa belle conduite, ses œuvres avec une douceur qui est celle de la sagesse.
پس اعمال خود را از سیرت نیکو به تواضع حکمت ظاهر بسازد.
-
ترجمه های کمتر
- رفتار
- لوله کشی
- کردارها
- کرده ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conduite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conduite" با ترجمه به فارسی
-
رانندگی در شرایط مستی
-
مسيرهای كابلي · نقالهها · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته · نقالههاي نواري · نقالههاي پيچي
-
مجرای گوش
-
بردن · راندن · رساندن · روندن
-
لوله نور
-
رانندگی
-
گواهینامه رانندگی
-
سرعت چرخشی · مشخصات تجهيزات · نشانویژگیهای تجهیزات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن