ترجمه "croire" به فارسی

باور کردن, گمان کردن, اظهار نظر کردن بهترین ترجمه های "croire" به فارسی هستند.

croire verb دستور زبان

Avoir une opinion, une croyance, une idée. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • باور کردن

    verb

    Considérer ce que quelqu'un dit comme étant la vérité.

    Les jours où je croyais tes mensonges sont terminés.

    روزايي که دروغ هاتو باور ميکردم ديگه به سر رسيدن.

  • گمان کردن

    Je le croyais avec nous.

    گمان ميکرد يکي از ما بود.

  • اظهار نظر کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • اعتبارنامه دادن
    • انتخاب کردن
    • تصور کردن
    • جدا کردن
    • حدس زدن
    • رسید دادن
    • شمردن
    • صرفنظرکردن از
    • فرض کردن
    • فکر کردن
    • معتبر ساختن
    • معتبر شناختن
    • پنداشتن
    • گمان داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " croire " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "croire" با ترجمه به فارسی

  • ارتفاع اوجآب · بلنداب · سیل
  • ارزن خاكي · ارزن خاكي ژاپني · اکینوکلوآ فرومنتاسئا · پانيكوم فرومنتاسئوم · پانيكوم كروس گالي
  • اعتباردهنده · با ايمان · با ایمان · عابد · مؤمن · معتقد
  • شير خام · شير كامل · شیر
  • اكينوكلوآ گلابرسانس · اکینوکلوآ کروس گالی
  • cru
    خام
  • سیل ناگهانی
  • هجی
اضافه کردن

ترجمه های "croire" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه