ترجمه "cru" به فارسی

خام ترجمه "cru" به فارسی است.

cru adjective noun verb masculine دستور زبان

non cuit [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خام

    adjective

    Ils mangent de la viande crue.

    آنها گوشت خام می خورند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cru " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cru" با ترجمه به فارسی

  • ارتفاع اوجآب · بلنداب · سیل
  • ارزن خاكي · ارزن خاكي ژاپني · اکینوکلوآ فرومنتاسئا · پانيكوم فرومنتاسئوم · پانيكوم كروس گالي
  • اعتباردهنده · با ايمان · با ایمان · عابد · مؤمن · معتقد
  • اظهار نظر کردن · اعتبارنامه دادن · انتخاب کردن · باور کردن · تصور کردن · جدا کردن · حدس زدن · رسید دادن · شمردن · صرفنظرکردن از · فرض کردن · فکر کردن · معتبر ساختن · معتبر شناختن · پنداشتن · گمان داشتن · گمان کردن
  • شير خام · شير كامل · شیر
  • اكينوكلوآ گلابرسانس · اکینوکلوآ کروس گالی
  • سیل ناگهانی
  • هجی
اضافه کردن

ترجمه های "cru" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه