ترجمه "croyant" به فارسی

معتقد, اعتباردهنده, با ايمان بهترین ترجمه های "croyant" به فارسی هستند.

croyant adjective noun verb masculine دستور زبان

fidèle (d’une religion) [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • معتقد

    noun adjective

    (Religion) Qui croit ce que sa religion enseigne [..]

    Dans l’Antiquité, la plupart des humains croyaient que la terre était plate.

    انسانها در روزگار باستان عموماً معتقد بودند که زمین مسطح است. در قرن ششم ق.

  • اعتباردهنده

    noun masculine
  • با ايمان

    noun masculine

    Personne qui croit en une religion.

    Les croyants pensaient les Titans toujours enfermés dans la montagne.

    آدم هاي با ايمان ، باور دارند که تايتان ها هنوز در اعماق اون کوه ها مدفون هستن

  • ترجمه های کمتر

    • با ایمان
    • عابد
    • مؤمن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " croyant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "croyant" با ترجمه به فارسی

  • ارتفاع اوجآب · بلنداب · سیل
  • ارزن خاكي · ارزن خاكي ژاپني · اکینوکلوآ فرومنتاسئا · پانيكوم فرومنتاسئوم · پانيكوم كروس گالي
  • اظهار نظر کردن · اعتبارنامه دادن · انتخاب کردن · باور کردن · تصور کردن · جدا کردن · حدس زدن · رسید دادن · شمردن · صرفنظرکردن از · فرض کردن · فکر کردن · معتبر ساختن · معتبر شناختن · پنداشتن · گمان داشتن · گمان کردن
  • شير خام · شير كامل · شیر
  • اكينوكلوآ گلابرسانس · اکینوکلوآ کروس گالی
  • cru
    خام
  • سیل ناگهانی
  • هجی
اضافه کردن

ترجمه های "croyant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه