ترجمه "difficile" به فارسی

سخت, دشوار, صعب بهترین ترجمه های "difficile" به فارسی هستند.

difficile adjective masculine دستور زبان

Qui requiert beaucoup d'effort à faire ou à comprendre. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخت

    adjective

    Peu facile, où la peine, la patience et l'effort sont nécessaires.

    Un écrivain est quelqu'un pour lequel écrire est plus difficile qu'aux autres.

    نویسنده کسی است که نوشتن برای او از بقیه مردم سخت تر است.

  • دشوار

    adjective

    Oui, ça signifie que dans le futur, le chiffrement rendra la mise sur écoute plus difficile.

    بله این به این معنیست که در آینده، تکنولوژیهای رمزگذاری باعث میشوند که استراق سمع دشوار تر شود.

  • صعب

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مشکل
    • سخت گیر
    • عالی
    • ناجور
    • ناراحت
    • پر زحمت
    • پرالتهاب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " difficile " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "difficile" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "difficile" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه