ترجمه "diffuser" به فارسی
از هم گذشتن, افشاندن, بخشنامه صادرکردن بهترین ترجمه های "diffuser" به فارسی هستند.
diffuser
verb
دستور زبان
Envoyer par onde, comme pour la radio ou la télévision.
-
از هم گذشتن
verb -
افشاندن
verb -
بخشنامه صادرکردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- نشت کردن
- نفوذ کردن
- پخش شدن
- پهن شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diffuser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "diffuser" با ترجمه به فارسی
-
آموزش غیر رسمی
-
پخش نمایش اسلاید
-
آلودگي منتشر · آلودگی غیر نقطهای
-
حلقه · حلقه زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن