ترجمه "dissolution" به فارسی
انحلال, حلشدگی, فروپاشی بهترین ترجمه های "dissolution" به فارسی هستند.
dissolution
noun
feminine
دستور زبان
Indulgence excessive dans les plaisirs sensuels.
-
انحلال
noun feminineDeux ans seulement après la dissolution,
تنها دو سال بعد از انحلال آن،
-
حلشدگی
-
فروپاشی
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dissolution " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dissolution" با ترجمه به فارسی
-
اکسیژن محلول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن