ترجمه "dissuasif" به فارسی
بازدارنده, منع کننده, امتناع بهترین ترجمه های "dissuasif" به فارسی هستند.
dissuasif
adjective
masculine
دستور زبان
-
بازدارنده
adjective noun masculinecette toxicité est un dissuasif efficace aux charognards.
مسموم بودن يک عامل بازدارنده ي موثر براي جلوگيري از جانورها هست.
-
منع کننده
adjective noun masculine -
امتناع
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- مانع شونده
- پاگیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dissuasif " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن