ترجمه "domestique" به فارسی
خدمتکار, بنده, خادم بهترین ترجمه های "domestique" به فارسی هستند.
domestique
adjective
noun
masculine
دستور زبان
De ou relatif à la maison. [..]
-
خدمتکار
nounindividu qui travaille dans la demeure de son employeur
J'ai eu Zeca avec un domestique qui a vite disparu.
من زکا رو از یه خدمتکار حامله شدم که بعدش خیلی زود ناپدید شد.
-
بنده
nounEn échange de ma vie Je deviens votre domestique.
و در عوض اينکه جانم را نجات دادي ، بنده و خدمتگزارت خواهم بود
-
خادم
noun
-
ترجمه های کمتر
- خدمتگزار
- دختر
- مستخدمه
- نوکر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " domestique " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "domestique"
عباراتی شبیه به "domestique" با ترجمه به فارسی
-
مرغ
-
غاز اهلی
-
گاو
-
پسماندههای خانگی
-
اقتصاد خانواده · خانهداري · علم خانهداري
-
فاضلاب
-
اقتصاد خانواده
-
مگس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن