ترجمه "domicile" به فارسی
خانه, مسکن, اقامتگاه بهترین ترجمه های "domicile" به فارسی هستند.
domicile
noun
masculine
دستور زبان
La demeure d'un être humain, son lieu de résidence.
-
خانه
nounLa demeure d'un être humain, son lieu de résidence.
Au mme instant, un homme quitte son domicile rue Lecourbe.
در همون زمان مردي اهل خيابان لکوربه خونه اش رو ترک کرد
-
مسکن
noun masculine -
اقامتگاه
noun masculineC'est un domicile privé, ne me harcelez pas.
اين اقامتگاهِ شخصيِ منِ و منُ نميتوني بترسوني.
-
ترجمه های کمتر
- ایست
- توقیف
- خانمان
- خانه مسکونی
- خانِه
- عمارت بزرگ
- محل اقامت
- مقر
- منع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " domicile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Domicile
-
صفحه اصلی
عباراتی شبیه به "domicile" با ترجمه به فارسی
-
بیخانمان
-
زایمان خانگی
-
مراقبت در منزل
-
بیخانمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن