ترجمه "figurant" به فارسی

سیاهیلشکر ترجمه "figurant" به فارسی است.

figurant noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیاهیلشکر

    acteur qui n'est pas impliqué dans l'action principale

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " figurant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "figurant" با ترجمه به فارسی

  • آرایهٔ ادبی
  • رخ · روی · شرح حال · شکل · صورت · چهره
  • تجسمبخشی به ملیت
  • آرایههای ادبی · آرایهٔ ادبی
  • معنای مجازی
  • بالیدن · به رخ کشیدن · رجز خواندن · سرگرم کردن · نمایان کردن
  • رخ · روی · شرح حال · شکل · صورت · چهره
  • بالیدن · به رخ کشیدن · رجز خواندن · سرگرم کردن · نمایان کردن
اضافه کردن

ترجمه های "figurant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه