ترجمه "figurer" به فارسی
بالیدن, به رخ کشیدن, رجز خواندن بهترین ترجمه های "figurer" به فارسی هستند.
figurer
verb
دستور زبان
-
بالیدن
verb -
به رخ کشیدن
verb -
رجز خواندن
verb
-
ترجمه های کمتر
- سرگرم کردن
- نمایان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " figurer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "figurer" با ترجمه به فارسی
-
آرایهٔ ادبی
-
سیاهیلشکر
-
رخ · روی · شرح حال · شکل · صورت · چهره
-
تجسمبخشی به ملیت
-
آرایههای ادبی · آرایهٔ ادبی
-
معنای مجازی
-
رخ · روی · شرح حال · شکل · صورت · چهره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن