ترجمه "fjord" به فارسی
آبدره, آبدرهها, آبدره بهترین ترجمه های "fjord" به فارسی هستند.
fjord
noun
masculine
دستور زبان
-
آبدره
On voulait cette image de nous sur le fjord, et sur l'écran ensemble.
ما این تصویر از خودمان را بر روی آبدره وهمزمان بر روی صفحه نمایش می خواستیم.
-
آبدرهها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fjord " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fjord
-
آبدره
nounOn voulait cette image de nous sur le fjord, et sur l'écran ensemble.
ما این تصویر از خودمان را بر روی آبدره وهمزمان بر روی صفحه نمایش می خواستیم.
تصاویر با "fjord"
عباراتی شبیه به "fjord" با ترجمه به فارسی
-
پارک ملی کنای فوردز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن