ترجمه "flaque" به فارسی

برکه, عمل آمدن, چاله آب بهترین ترجمه های "flaque" به فارسی هستند.

flaque noun verb feminine دستور زبان

Accumulation d'eau dans un petit creux du sol qui se forme pendant qu'il pleut et s'assèche après quelques temps.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • برکه

    noun feminine
  • عمل آمدن

    verb feminine
  • چاله آب

    noun feminine

    Plutôt une méga-flaque dans du plastique bleu.

    اون شبيه يک چاله آب عميقه. که توي پلاستيک پيچيده شده

  • گودال

    noun feminine

    Si on a du liquide sans paroi pour l'entourer et qu'on maintient la pression, on a une flaque.

    اگر سیال داشته باشید بدون دیوارهای که آن را احاطه کند فشار را هم که بالا نگه دارید، یک گودال خواهید داشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flaque " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "flaque"

عباراتی شبیه به "flaque" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "flaque" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه