ترجمه "fondamental" به فارسی
بدوی, بنيادى, بنیادی بهترین ترجمه های "fondamental" به فارسی هستند.
fondamental
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Qui concerne des faits ou des principes de base.
-
بدوی
adjective masculine -
بنيادى
adjective masculineQui concerne des faits ou des principes de base.
-
بنیادی
adjective masculineLes caractéristiques fondamentales des planètes incluent le fait que ce sont des corps que la gravité maintient ensemble.
بنابراین ویژگیهای بنیادی سیارههاست که شامل این حقیقت میشه که اونها بدنی هستن که با جاذبه شکل گرفتن.
-
نخستين
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fondamental " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fondamental" با ترجمه به فارسی
-
اثر متقابل · فعل و انفعال
-
خدمات اوليه · نیازهای اولیه
-
خطای بنیادی برچسبزدن
-
حقوق بنیادی
-
حالت پایه · نیروی اساسی · کمترین نیرو
-
گروه بنیادی
-
دانش پایه
-
قضیه اساسی حسابان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن