ترجمه "isolé" به فارسی
ایزوله, منزوی بهترین ترجمه های "isolé" به فارسی هستند.
isolé
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
ایزوله
adjective masculineUne fois isolées, on tentera de désarmer les bombes.
ما سعی میکنیم بمب ها رو خنثی کنیم به محل ایزوله کردن به قدر کافی
-
منزوی
صفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " isolé " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "isolé" با ترجمه به فارسی
-
ترانزیستور دو قطبی با درگاه عایقشده
-
ایزوله
-
جدا کردن · صفحه نمايش · منزوی کردن
-
پانل عایق سازهای
-
جدا کننده · عایق کننده · مقره
-
نقطه تنها
-
قبایل ناشناخته
-
تکافتاده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن