ترجمه "isoler" به فارسی
صفحه نمايش, جدا کردن, منزوی کردن بهترین ترجمه های "isoler" به فارسی هستند.
isoler
verb
دستور زبان
-
صفحه نمايش
-
جدا کردن
verbJ'ai analysé votre sang, isolé récepteurs opioïdes et catalyseurs protéiques.
من خونتون رو تجزيه کردم ترکيبات گيرنده و کاتاليزورهاي پروتئين محور رو جدا کردم
-
منزوی کردن
verbLes lieux sont devenus plus sûrs parce que ces détenus les plus violents ou perturbateurs pouvaient maintenant être isolés.
مکان امن تر شد چون زندانیهای خشن تر یا اخلال گر را اکنون میشد، منزوی کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " isoler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "isoler" با ترجمه به فارسی
-
ترانزیستور دو قطبی با درگاه عایقشده
-
ایزوله
-
پانل عایق سازهای
-
جدا کننده · عایق کننده · مقره
-
نقطه تنها
-
قبایل ناشناخته
-
ایزوله · منزوی
-
تکافتاده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن