ترجمه "isoler" به فارسی

صفحه نمايش, جدا کردن, منزوی کردن بهترین ترجمه های "isoler" به فارسی هستند.

isoler verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • صفحه نمايش

  • جدا کردن

    verb

    J'ai analysé votre sang, isolé récepteurs opioïdes et catalyseurs protéiques.

    من خونتون رو تجزيه کردم ترکيبات گيرنده و کاتاليزورهاي پروتئين محور رو جدا کردم

  • منزوی کردن

    verb

    Les lieux sont devenus plus sûrs parce que ces détenus les plus violents ou perturbateurs pouvaient maintenant être isolés.

    مکان امن تر شد چون زندانیهای خشن تر یا اخلال گر را اکنون میشد، منزوی کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " isoler " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "isoler" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "isoler" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه