ترجمه "isolant" به فارسی
جدا کننده, عایق کننده, مقره بهترین ترجمه های "isolant" به فارسی هستند.
isolant
adjective
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
جدا کننده
noun masculine -
عایق کننده
noun masculine -
مقره
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " isolant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "isolant" با ترجمه به فارسی
-
ترانزیستور دو قطبی با درگاه عایقشده
-
ایزوله
-
جدا کردن · صفحه نمايش · منزوی کردن
-
اوره فرمالدهید
-
پانل عایق سازهای
-
نقطه تنها
-
قبایل ناشناخته
-
ایزوله · منزوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن