ترجمه "isolateur" به فارسی

مقره, جدا کننده, عایق کننده بهترین ترجمه های "isolateur" به فارسی هستند.

isolateur noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقره

    noun

    composant électrotechnique destiné à fixer, maintenir ou soutenir les conducteurs électriques nus

  • جدا کننده

    noun masculine
  • عایق کننده

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " isolateur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Isolateur
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • جداکننده نوری

اضافه کردن

ترجمه های "isolateur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه