ترجمه "jouer" به فارسی
بازی کردن, båzi kardan, انتقام گرفتن بهترین ترجمه های "jouer" به فارسی هستند.
jouer
verb
دستور زبان
Se récréer, se divertir, s’amuser [..]
-
بازی کردن
verbSe comporter de manière à s'amuser; participer à des activités dans un but bien défini de détente.
Les enfants adorent jouer sur la plage.
بچه ها واقعا بازی کردن در ساحل را دوست دارند.
-
båzi kardan
verb -
انتقام گرفتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بازیکن
- سرسری گرفتن
- سرگرمي
- شوخی
- شیپور زدن
- فریب دادن
- نواختن
- هنرپیشه شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jouer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "jouer"
عباراتی شبیه به "jouer" با ترجمه به فارسی
-
بک · جسارت · قدرت · لپ · گستاخی · گونه
-
روژ گونه · سرخاب
-
تاس · سر سکه · سرپیچ · سنگ فرش · سنگفرش · قلوه سنگ · مهره
-
جواهرمرغ گونهسفید
-
گربهخوان گوشسفید
-
فرار کردن
-
ورق بازی · ورقبازی
-
بک · جسارت · قدرت · لپ · گستاخی · گونه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن