ترجمه "joueur" به فارسی
بازیکن, بازیگر بهترین ترجمه های "joueur" به فارسی هستند.
joueur
noun
masculine
دستور زبان
Qui a le goût du jeu [..]
-
بازیکن
کسی که نقش یک بازی
Une équipe de football comporte 11 joueurs.
یک تیم فوتبال متشکل از 11 بازیکن است
-
بازیگر
noun masculineC'était un super joueur.
واتسون بازیگر خوبی در مسابقه بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " joueur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "joueur"
عباراتی شبیه به "joueur" با ترجمه به فارسی
-
بازیکن واترپلو
-
تنیسباز · تنیسور
-
بازیکن کریکت
-
بازیکن راگبی
-
بازیکن دارت
-
ورزشکار چوگان
-
بازیکن راگبی ۱۵ نفره
-
بازیکن تنیس روی میز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن