ترجمه "plaie" به فارسی
زخم, زخمها, بلا بهترین ترجمه های "plaie" به فارسی هستند.
plaie
noun
feminine
دستور زبان
Lésion (1) [..]
-
زخم
noun feminineJe chauffe cette poêle pour cautériser les plaies.
ما بايد ماهي تابه رو داغ کنيم تا بااون زخم رو بسوزونيم تا از خونريزي جلوگيري کنه.
-
زخمها
Je chauffe cette poêle pour cautériser les plaies.
ما بايد ماهي تابه رو داغ کنيم تا بااون زخم رو بسوزونيم تا از خونريزي جلوگيري کنه.
-
بلا
noun feminineDans la vision qui suit, Jean voit “ sept anges avec sept plaies ”.
در رؤیای بعد یوحنّا ‹هفت فرشته را که هفت بلا دارند› میبیند.
-
ترجمه های کمتر
- جراحت
- خسارت
- صدمه
- غبن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plaie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن