ترجمه "plaine" به فارسی
جلگه, دشتها, هامون بهترین ترجمه های "plaine" به فارسی هستند.
plaine
noun
adjective
feminine
دستور زبان
Zone de terre étendue et large, quasiment sans arbre, avec une végétation d'arbustes, généralement d'une élévation basse. [..]
-
جلگه
nounespace géographique de relief presque plat
-
دشتها
ces plaines seront entièrement dépourvues
این دشتها کاملا خالی از
-
هامون
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- اشکار
- دشت
- زمین مسطح
- شکایت کردن
- فلات
- گشاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plaine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Plaine
-
جلگه
تصاویر با "plaine"
عباراتی شبیه به "plaine" با ترجمه به فارسی
-
دشتهای سیلابی
-
سادهخوانی
-
دشت آبرفتی
-
آسر داسيكارپوم · آسر ساکارینوم · افراي سفيد · افراي نرم · افراي نقرهاي · افرای قندی
-
آسر روبروم · افراي سرخ
-
استانهای دشتهای جنوبی
-
دشتهای ساحلی
-
دشتهای سیلابی · سیلابدشتها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن