ترجمه "sérum" به فارسی
سرم, خونابه بهترین ترجمه های "sérum" به فارسی هستند.
sérum
noun
masculine
دستور زبان
Plasma sanguin dépourvu des facteurs de coagulation
-
سرم
noun masculineliquide sanguin débarassé de ses cellules
Caitlin, gardez que le sérum loin de Barry.
کيتلين ، اون سرم رو از بري دور نگه دار.
-
خونابه
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sérum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sérum" با ترجمه به فارسی
-
آلبومين سرم
-
پي.ام.اس
-
بيماري سرم · واکنشهای نوع آرتوس
-
سرم خون
-
آبپنیر · خمير آبپنير
اضافه کردن مثال
اضافه کردن