ترجمه "serve" به فارسی
برده ترجمه "serve" به فارسی است.
serve
verb
noun
feminine
-
برده
noun feminineLa connaissance a peu de valeur si on ne s’en sert pas.
اگر به آنچه از کلام خدا میآموزیم عمل نکنیم، از آن فایدهای نخواهیم برد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " serve " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "serve" با ترجمه به فارسی
-
بنده · خادم · خدمتکار
-
برده · بنده
-
خادم جاننثار کلیسا
-
به كار گرفتن
-
استخدام کردن · استعمال کردن · استفاده کردن · بس بودن · بسنده بودن · به کار بردن · بهره برداری کردن · بکار گماشتن · حضوربهم رساندن · حمایت کردن از · خدمت · خدمت کردن · دستگیری کردن · دستیاری کردن · روبراه ساختن · سرو کردن · شرکت جستن · مشغول کردن · ملحق شدن · پایمردی کردن · پیوستن به · کار کردن · کافی بودن · کفایت کردن
-
استخدام کردن · استعمال کردن · استفاده کردن · بس بودن · بسنده بودن · به کار بردن · بهره برداری کردن · بکار گماشتن · حضوربهم رساندن · حمایت کردن از · خدمت · خدمت کردن · دستگیری کردن · دستیاری کردن · روبراه ساختن · سرو کردن · شرکت جستن · مشغول کردن · ملحق شدن · پایمردی کردن · پیوستن به · کار کردن · کافی بودن · کفایت کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن