ترجمه "serveur" به فارسی
کارگزار, سرور, پیشخدمت بهترین ترجمه های "serveur" به فارسی هستند.
serveur
noun
masculine
دستور زبان
Logiciel ou ordinateur [..]
-
کارگزار
nounLogiciel ou ordinateur [..]
-
سرور
nounNous sommes entrés dans la salle climatisée du serveur.
داخل اتاق سرور با دمای کنترل شده راه رفتیم.
-
پیشخدمت
noun masculinepersonnel de service dans un restaurant ou chez des particuliers
Prenons un serveur qui fait tombe un plateau d'assiettes.
بیایید سراغ یک پیشخدمت که یک سینی غذا می آورد برویم.
-
ترجمه های کمتر
- گارسون
- برآورنده
- خدمتگذار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " serveur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "serveur"
عباراتی شبیه به "serveur" با ترجمه به فارسی
-
سرور صندوق پستی خوشه ای شده
-
کارساز شخصی مجازی
-
نقش میزبان پیام رسانی یکپارچه
-
سرپرست سرور
-
سرور کاربردی
-
سرور
-
مدل کارخواه-کارساز
-
پردازش خوشهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن