ترجمه "servir" به فارسی
خدمت, استخدام کردن, استعمال کردن بهترین ترجمه های "servir" به فارسی هستند.
servir
verb
دستور زبان
servir t [..]
-
خدمت
feminineTu voulais servir ta nation, voilà ta chance.
اگه ميخواي به کشورت خدمت کني اين راهشه
-
استخدام کردن
verb -
استعمال کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- استفاده کردن
- بس بودن
- بسنده بودن
- به کار بردن
- بهره برداری کردن
- بکار گماشتن
- حضوربهم رساندن
- حمایت کردن از
- خدمت کردن
- دستگیری کردن
- دستیاری کردن
- روبراه ساختن
- سرو کردن
- شرکت جستن
- مشغول کردن
- ملحق شدن
- پایمردی کردن
- پیوستن به
- کار کردن
- کافی بودن
- کفایت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " servir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "servir"
عباراتی شبیه به "servir" با ترجمه به فارسی
-
بنده · خادم · خدمتکار
-
خادم جاننثار کلیسا
-
برده
-
به كار گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن