ترجمه "salé" به فارسی

شور, نمکین, محلول نمک بهترین ترجمه های "salé" به فارسی هستند.

salé adjective noun verb masculine دستور زبان

Préservé dans du sel. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • شور

    adjective

    Qui contient du sel [..]

    L'eau salé pour se raser seulement, pas de douche.

    فقط با آب شور اصلاح كنين حموم نرين

  • نمکین

    adjective masculine

    Qui a gout de sel.

    Des jours au goût salé.

    " روزهای نمکین ".

  • محلول نمک

    adjective masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " salé " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Salé proper

Salé, sucré

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلا

عباراتی شبیه به "salé" با ترجمه به فارسی

  • دریاچه آب شور
  • تالابهای نمکی · مردابهای نمکی
  • اجر · اجرت · حقوق · حقوق ماهیانه · دخل · درآمد · دسترنج · دستمزد · مزد · مواجب · پاداش · کار مزد
  • cherkin · غیر سالم · ناپاک · نجس · نمکین · پست · کثیف
  • آب شور · آب نمك · اشک · شوراب
  • مرداب نمکزار
  • توجه داشتن به · خوب شدن · خوب کردن · مراقب بودن
  • ماهيان دريايي · ماهیان آب شور
اضافه کردن

ترجمه های "salé" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه