ترجمه "sale" به فارسی
کثیف, cherkin, غیر سالم بهترین ترجمه های "sale" به فارسی هستند.
sale
adjective
verb
masculine
دستور زبان
Recouvert de substances désagréables, ou en contenant; par exemple de la saleté ou de la crasse.
-
کثیف
adjectiveRegarde ! mes pantalons ne sont pas aussi sales que les tiens.
ببینید، شلوار من بهاندازهی مال شما کثیف نیست.
-
cherkin
adjective -
غیر سالم
adjective
-
ترجمه های کمتر
- ناپاک
- نجس
- نمکین
- پست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sale " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sale"
عباراتی شبیه به "sale" با ترجمه به فارسی
-
دریاچه آب شور
-
تالابهای نمکی · مردابهای نمکی
-
اجر · اجرت · حقوق · حقوق ماهیانه · دخل · درآمد · دسترنج · دستمزد · مزد · مواجب · پاداش · کار مزد
-
شور · محلول نمک · نمکین
-
آب شور · آب نمك · اشک · شوراب
-
مرداب نمکزار
-
توجه داشتن به · خوب شدن · خوب کردن · مراقب بودن
-
ماهيان دريايي · ماهیان آب شور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن