ترجمه "sala" به فارسی
اجر, اجرت, حقوق بهترین ترجمه های "sala" به فارسی هستند.
sala
verb
-
اجر
noun -
اجرت
noun -
حقوق
noun
-
ترجمه های کمتر
- حقوق ماهیانه
- دخل
- درآمد
- دسترنج
- دستمزد
- مزد
- مواجب
- پاداش
- کار مزد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sala " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sala" با ترجمه به فارسی
-
دریاچه آب شور
-
تالابهای نمکی · مردابهای نمکی
-
cherkin · غیر سالم · ناپاک · نجس · نمکین · پست · کثیف
-
شور · محلول نمک · نمکین
-
آب شور · آب نمك · اشک · شوراب
-
مرداب نمکزار
-
توجه داشتن به · خوب شدن · خوب کردن · مراقب بودن
-
ماهيان دريايي · ماهیان آب شور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن