ترجمه "suivant" به فارسی

آینده, دیگر, سپس بهترین ترجمه های "suivant" به فارسی هستند.

suivant adjective verb noun masculine دستور زبان

Qui suit dans une séquence.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • آینده

    adjective

    Les semaines suivantes, le corps se décompose naturellement.

    ظرف چند هفته آینده، جسد به صورت طبیعی تجزیه می شود.

  • دیگر

    adjective

    Beverly s'assoit du côté de son équipement video, et je suis de l'autre côté dans mon espace.

    بِوِرلی در طرفی که تمام لوازم فیلمبرداریش هست مینشیند، و من در طرف دیگر که جای من است.

  • سپس

    adjective

    La suivre l'amena ensuite sur le plateau du téléroman en espagnol.

    سپس تعقيب کردن مايکل رو به برنامه تلويزيوني اسپانيايي زبان مارتا کشوند.

  • ترجمه های کمتر

    • پس از این
    • بعدی
    • لاحق
    • مابعد
    • متعاقب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suivant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "suivant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "suivant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه