ترجمه "suivre" به فارسی
اجابت کردن, افتادن, دنبال کردن بهترین ترجمه های "suivre" به فارسی هستند.
suivre
verb
دستور زبان
Venir après [..]
-
اجابت کردن
verb -
افتادن
verbMais je suis également consciente du danger de les fétichiser.
اما هنوز خطر گیر افتادن در اونها رو احساس می کنم.
-
دنبال کردن
verbJ'ai suivi les traces du cerf.
رد آهو را دنبال کردم.
-
ترجمه های کمتر
- شیار
- عقب افتادن از
- موافقت کردن
- نظارت کردن
- پالیدن
- پیروی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suivre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "suivre"
عباراتی شبیه به "suivre" با ترجمه به فارسی
-
من انگلیسی هستم
-
من نابینا هستم · کور هستم · کورم
-
به شدت خسته ام. · من به شدت خسته ام.
-
حرصم گرفت
-
پاییدن
-
دلم باز شد
-
بیمار · مریض
-
من انگلیسی هستم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن