ترجمه "suivi" به فارسی
ردیابی ترجمه "suivi" به فارسی است.
suivi
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
ردیابی
Mais aujourd'hui, la technologie par satellite nous permet de suivre les bateaux individuels.
اما هم اکنون، تکنولوژی ماهوارهای اجازه ردیابی تک تک کشتیها را به ما میدهد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suivi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suivi" با ترجمه به فارسی
-
من انگلیسی هستم
-
من نابینا هستم · کور هستم · کورم
-
به شدت خسته ام. · من به شدت خسته ام.
-
حرصم گرفت
-
پاییدن
-
دلم باز شد
-
بیمار · مریض
-
من انگلیسی هستم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن