ترجمه "tendons" به فارسی

اوتار, تار وپود, رگ وپی بهترین ترجمه های "tendons" به فارسی هستند.

tendons verb
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • اوتار

    noun
  • تار وپود

    noun
  • رگ وپی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • زردپی
    • وتر
    • پوره
    • پی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tendons " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tendons" با ترجمه به فارسی

  • تاکید کردن · ترد · تشدید یافتن · دراز کردن · قابلیت بسط · کوشش کردن · گرايشداشتن
  • اوتار · تار وپود · تاندون · تاندونها · رگ وپی · زردپی · نیروی عضلانی · وتر · پرواری · پوره · پی · گوشت
  • تنگ · سفت
  • تريتيكوم ساتیوم · تريتيكوم ولگار · تریتیکوم استیووم · مکسیپک · گندم معمولي · گندم نان · گندم نرم
  • اوتار · تار وپود · رگ وپی · زردپی · وتر · پوره · پی
  • تاکید کردن · ترد · تشدید یافتن · دراز کردن · قابلیت بسط · کوشش کردن · گرايشداشتن
  • اوتار · تار وپود · تاندون · تاندونها · رگ وپی · زردپی · نیروی عضلانی · وتر · پرواری · پوره · پی · گوشت
  • تنگ · سفت
اضافه کردن

ترجمه های "tendons" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه