ترجمه "tendre" به فارسی
تاکید کردن, ترد, تشدید یافتن بهترین ترجمه های "tendre" به فارسی هستند.
tendre
adjective
verb
noun
masculine
دستور زبان
Donner, transmettre ou passer, en utilisant la main. [..]
-
تاکید کردن
verb -
ترد
adjective -
تشدید یافتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- دراز کردن
- قابلیت بسط
- کوشش کردن
- گرايشداشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tendre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tendre" با ترجمه به فارسی
-
تنگ · سفت
-
اوتار · تار وپود · رگ وپی · زردپی · وتر · پوره · پی
-
تريتيكوم ساتیوم · تريتيكوم ولگار · تریتیکوم استیووم · مکسیپک · گندم معمولي · گندم نان · گندم نرم
-
تنگ · سفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن