ترجمه "transmettre" به فارسی
اعزام کردن, برآمده بودن, تخصیص دادن به بهترین ترجمه های "transmettre" به فارسی هستند.
transmettre
verb
دستور زبان
confier (par exemple de l’argent) [..]
-
اعزام کردن
verb -
برآمده بودن
verb -
تخصیص دادن به
verb
-
ترجمه های کمتر
- خواستن
- دادن
- رساندن
- صادر کردن
- فرستادن
- مشایعت کردن
- میل کردن
- وقف کردن
- کمک کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transmettre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transmettre" با ترجمه به فارسی
-
بیماریهای ناقلزاد
-
ايمنسازي غير فعال · ايمني اتخاذی · ایمنی غیر فعال · ایمنی پاسیو
-
ارگانیسمهای خاکزی · قارچهاي خاكزای · موجودات زنده خاکزی · ويروسهاي خاكزای
-
بیماری مقاربتی
-
فرستاده شده
-
جریان
-
ارگانیسمهای خاکزی · قارچهاي خاكزای · موجودات زنده خاکزی · ويروسهاي خاكزای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن