ترجمه "transmis" به فارسی
فرستاده شده ترجمه "transmis" به فارسی است.
transmis
verb
particle
masculine
دستور زبان
-
فرستاده شده
qui transmettaient les informations du cerveau
که اطلاعات فرستاده شده از طرف مغز را
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transmis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transmis" با ترجمه به فارسی
-
بیماریهای ناقلزاد
-
اعزام کردن · برآمده بودن · تخصیص دادن به · خواستن · دادن · رساندن · صادر کردن · فرستادن · مشایعت کردن · میل کردن · وقف کردن · کمک کردن
-
ايمنسازي غير فعال · ايمني اتخاذی · ایمنی غیر فعال · ایمنی پاسیو
-
ارگانیسمهای خاکزی · قارچهاي خاكزای · موجودات زنده خاکزی · ويروسهاي خاكزای
-
بیماری مقاربتی
-
جریان
-
ارگانیسمهای خاکزی · قارچهاي خاكزای · موجودات زنده خاکزی · ويروسهاي خاكزای
-
اعزام کردن · برآمده بودن · تخصیص دادن به · خواستن · دادن · رساندن · صادر کردن · فرستادن · مشایعت کردن · میل کردن · وقف کردن · کمک کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن