ترجمه "transmission" به فارسی
انتقال, مخابره, تحویل بهترین ترجمه های "transmission" به فارسی هستند.
transmission
noun
feminine
دستور زبان
transmission (nouvelles, ...)
-
انتقال
noun feminineLa transmission est interrompue. Le moteur est éteint.
و قسمت انتقال نیرو دچار مشکل شده است. موتور خاموش شده است.
-
مخابره
nounLadislav a reçu une nouvelle transmission de Londres.
لادیسلاو یه مخابره جدید از لندن دریافت کرده
-
تحویل
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- نقل
- پراکنش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transmission " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transmission" با ترجمه به فارسی
-
انتقال انرژی بیسیم
-
انتقال دادهها
-
مخابرات بیسیم
-
صفت مغلوب
-
واحد انتقال حداکثر
-
خط انتقال
-
تراگسیلها
-
میزان بیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن