ترجمه "parvo" به فارسی

ابله, ابلهانه, احمق بهترین ترجمه های "parvo" به فارسی هستند.

parvo
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابله

    adjective noun

    Un neno tolleito empurrado nunha zorra por un parvo?

    يه پسر چلاق که يه آدم ابله اونو با خودش اينور اونور مي کشيد ؟

  • ابلهانه

    adjective
  • احمق

    adjective

    Porque era un borracho e un parvo e non confío en borrachos parvos.

    چون اون یه آدم مست و احمق بود من به احمق های مست اعتماد ندرام

  • ترجمه های کمتر

    • ترسو
    • جاهل
    • دیر کار
    • نابخرد
    • نادان
    • گیج شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parvo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "parvo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه