ترجمه "pasado" به فارسی
قدیمی, گذشته, گذشته ها بهترین ترجمه های "pasado" به فارسی هستند.
pasado
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
قدیمی
adjective noun -
گذشته
nounsubdivisión do tempo
Como xa mencionei o ano pasado, crecín sen relixión algunha.
همانطورکه سال گذشته گفتم، من اصلا مذهبی بزرگ نشدم.
-
گذشته ها
adjective noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pasado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pasado" با ترجمه به فارسی
-
اتو
-
کشمش
-
مویز · کشمش
-
اتو
-
مویز · کشمش
-
راهرو · غلام گردش · محل عبور
-
به انجام رسیدن · تحلیل رفتن قوا · خرج کردن · خطور کردن · صرف شدن · صرف کردن · کمک کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن